حسن حسن زاده آملى

360

هزار و يك كلمه (فارسى)

تعبيه كرده بودند ، به طورى كه آدمك مزبور تحت تأثير آن به طور خودكار همواره متوجّه سمت جنوب مىشد . طبق نظر مارك بلوك ( MarcBloch ) و بسيارى مورّخين ديگر ، امروزه چنين به نظر مىرسد كه اختراع قطب‌نماى واقعى را بايد به « نورمان » ها نسبت داد . اين قوم از سال 874 ميلادى جزيرهء « ايسلاند » را مستعمرهء خود ساختند و جزيرهء « گروئنلند Croenland » را در سال 932 ميلادى كشف كردند ، و پنج قرن قبل از « كريستف كولومب » يعنى در حدود سال 1000 در سواحل آمريكا پياده شدند . اگر اين قوم از خواص عقربهء مغناطيس استفاده نمىكردند ، پس چگونه توانستند چنين كار مهمّى را انجام دهند و هزاران كيلومتر راه در درياها طى نمايند ، و از همه مهمتر با چه وسائلى موفق شدند كه به نقطهء عزيمت خويش بازگشت كنند ؟ در هر صورت قدر مسلّم آن است كه اولين بارى كه در مدارك موجود اروپايى از قطب‌نما گفتگويى مىشود مربوط به سال 1200 ميلادى براى كشور فرانسه ، 1207 براى انگلستان و 1213 براى ايسلاند است . اين قطب‌نما كاملا بدوى بود و از پر كاهى تشكيل مىشد كه عقربهء مغناطيس بر آن قرار داشت و مجموعهء آنها را روى طشتك آبى مىگذاشتند . در سال 1269 اصلاح عمده‌اى به وسيله « پىير دوماريكور Pierrede Maricourt از اهل فرانسه در آن به عمل آمد : عقربهء مغناطيسى را بر محورى قرار داد و مجموعهء آنها را در جعبه‌اى گذاشت و روى آن سرپوش شفّافى قرار داد . اين سرپوش داراى درجات و تقسيم‌بنديهايى بود ، و عضاده‌اى Alidade نيز روى آن گذاشته بودند ، دستگاه جديد همان است كه امروز عرفا قطب‌نماى ملّاحان ناميده مىشود : اين دستگاه بعد از اين دريانوردان را به مؤثّرترين وجهى در داخل درياها راهنمايى مىكرد و آنان را مجاز مىداشت كه به سوى مجهولات روى آورند و در واقع اكتشاف آن ، دوران مسافرتهاى بزرگ دريايى را افتتاح كرد . ( ص 153 ، 156 ، ط 1 ) . در دائرة المعارف فارسى ياد شده مصاحب ، در تاريخچهء قطب‌نما آمده است :